ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن



سلاام،ممنون كه هنوزسرميزنيد اماروبلاگ ميگه ميايدولي پيامي نميزاريددوستام ببخشيدكه اينجاانقدغمكده شده اميدوارم لحظاتتون ب خوشي واروم بگذره دلتنگ روزهاييم كه كنارهم بوديم وهواي هموعوض ميكرديم البته اونموقع هاهواهامث الان نبودعوض ميشد خوبيد؟شماكجامينويسين من ازتون باخبرشم تغييرات خوب رودرسال جديدبراتون ازخداميخوام
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
به آرزوهايم كه نگاه ميكنم حسرت شده اند،به صورتم كه نگاه ميكنم خاكستري ست،به چشم هايم كه نگاه ميكنم حسي ندارندگويي هرگزبرق دخترانه اي نداشته اندبه تنم كه نگاه ميكنم ردپاي همدم ناهمرام مانده است به روحم كه نگاه ميكنم گويي سالها سوهان خورده ولي تنديس نشده.به اميدهايم كه نگاه ميكنم سياه شده انداما.امابيچاره دلم هنوزمي تپدهنوزميرقصدبه سازمن.هنوزجان مرامي كشديك روزتنگ ميشودبراي بوي پدر،يك روزهوس مادرميكند،يك روزدلتنگ شيطنت برادراست ويك روزبيقرارجاي خالي خواهر.يك روزميسوزدبراي مردي كه تمام تلاشش براي ماست ولي جايي دراغوشش نيست يك روزميشكندازبوسه اي كه به التماس ازفرزندم ميخواهم يك روزتمام دنيارابيزاراست ويك روزبه مردن طلبكار.بيچاره دلم نگراني هنوز.نگران فرداها.نگران چگونه نبودن وبعده نبودن،چه كسي بفهمدمراجزتو؟وتوراجزمن؟ميداني پيرمان كردندهمان هايي كه بخاطرشان شب هانخوابيديم بارهاشكستيم نزديك بودندامانديدند.ونفهميدند.تويك روزنخواهي زديك روزمن وتوارام خواهيم گرفت ارامشي ابدي.نميدانم دوراست يانزديك اماحسش ميكنيم .سخت خواهدبودوسخت است باختن .
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
شك هايي كه تكرارشدند دردهايي كه زخم شدند حرف هايي كه مثنوي شدندنيش هايي كه تاول شدند نرسيدن هايي كه عادت شدندخواستن هايي كه حسرت شدندبي كسي هايي كه تنهايي شدند اميدهايي كه نااميدشدند من راساخت .غريبه مراقب باش زندگي خبرنميدهدچه درانتظارتوست مراقب باش من نشوي من شدن راحت ومن نماندن بسيارسخت است براي توسخت نيست چون اين راه كوتاه وسخت توانت رانگرفته است براي من سخت است اماناممكن نه.برايم دعاكن
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
به عظمت آسمان كه نگاه ميكنم ميترسم ازحقارت دردهايم ميترسم ازمرداب اطرافم ميهراسم آسمان راكه ميبينم دردهايش رامي غرداشك هايش رامي ريزد حتي اگرسيلي شودوخراب كندميبارد.تاارام گيردميبارد. وقتي ارام شدصاف وآبي ست گويي همان اسمان نبوده گويي امروزبه دنياامده!سالهاست درمرداب رنج هايي كه كشيده ام ارام ارام روبه نابودي بوده ام عادت كرده بودم به مرداب ترسناك !آهاي غريبه آهاي اشنا به تنهايي خوگرفته ام ديگردستم محتاج دست گيري نيست روي زانوي خودم خواهدبود حركت هميشه ازساكن ماندن سختتراست گذرازسنگ هاومانع ها.آسمان دلم آنقدرببارتاارام شوي تاباورت شودتواولين واخرين نيستي كه بدون توخورشيددنياهم چنان مي تابدادم هاهم چنان ميخندندبدون تودنيادنياست آسمان آبي زندگيت راخودت بساز بگذار اگركسي به مزارت آمددرمرداب نباشي درراه هدف هايت ازپادرامده باشي بگذاركسي رابزرگ كني كه آغوشش مرهم زخم هايت باشدوخوشبختي اش لبخندبنشاندبرلبات.دل ساده ام دنيابدون من دنياست ببارتاآبي شوم
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
سلام !سلام مخاطب تمام نوشته هانميدوني باچه حالي دستم به نوشتن رفته .ازسرناچاري ازسردلتتگي ازسربغض نميدونم.بعدچندوقت ميخوام بنويسم ازسوين نه ازخودم .راستش باخودم زندگي نكردم ولي باسوين چرا.سلام خوبي ايا؟!گمون نكنم ولي اميدوارم خوب باشي.برات گل رزاوردم گل رزابي.براوقتايي كه ادم همه چيشوپاك ميكنه خوبه ازونام كه دلم نميادكادوروهيچ جوره بزارم كنارحتي اگه دردم بده.خبركه زياده خبرهميشه هست جون توسلامت باشه.چقدرزودگذشت چقدرحرف نگفته محبت نكرده موند.راستش حسرت چيزيوتااين روزانخورده بودم هميشه يه جامي لنگيدولي خب مهم نبودچون مهمه بود .مهمه بودوهمه چي قابل تحمل بود.پوچ ترازالانم نبودم هيچوقت.دلم يه روزتنهابودن ميخواد.برم يه جاكه كسي نباشه انقدرجيغ بزنم كه گلوم صدانداشته باشه انقدرگريه كنم كه اشكم تموم شه.انقدركه خستگيايادم بره عزادارياموبكنم ناله هاموسربدم اسمونشونگاه كنم ولي ديگه نپرسم چرا!؟ خودموبغل كنم يادم بندازم يه زندگي به من بنده يادم بيفته نبايدكم داشته باشه پاشم قوي بشم ناچارم كه قوي باشم برم وعين ي كوه سنگي زندگي كنم .يه روزكمه نه؟براي اين همه عزايه روز؟براي يه نفرچهل روزعزاميگيرن من ك پدرم رفت وعليوسرگرم كردم گريه نكردم غرورموله كردن ومن جوري ك يني نفهميدم گريه نكردم برااغوش نداشته مادرگريه نكردم برارفتن جوونيم گريه نكردم برابيماري نه م گريه نكردم برافرزندبيگناهم گريه نكردم براتوهم گريه نكردم.من يه عمر٢٢ساله گريه دارم يه روزكمه نه!عزاي بقيه همدردداره اماهمدردمن فقط تويي توسوينوميشناختي فقطميدونسي چه ارزوهايي داشت چه هدفايي داشت ازچياميترسيدازچي خوشحال ميشد. سوين كاش هرگزنميديدمت اگه تونبودي من خودم بودم وزنده ميموندم اماالان عزادارهمه كسمم.رفتن جونتوتاحالاديدي حتي نتوني دادبزني . چه ميزبان بدي ام كه كامتوشيرين نميكنن حرفام،اماتوهم عادت داري .حال اين روزهام هيچوقت نبودن توعمرم.كاش نفس كشيدنم بارفتن جونم ميرفت.
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
تاديدمش چشم هاي نابيناي من خودم راديد دنيايم روشن شد چقدراينجابوي غم گرفته چقدرمن خسته بوده ام چقدرسنگين بودم چقدربيخياله خودم بوده ام چقدرخوب كه ديدمش دوامش رانميدانم قدرتش بي نهايت است قدرت اين پافشاري قلب من قدرت اين صفحات پرازتاريخ،قدرت جواني ام ك اينگونه ميگذردقدرتش بي نهايت است .شايدلحظه اي ست كه تااخرعمرامتداد دارد.بيچاره قلبم حتي وقتي داردت مي فشارندش ازنداشتنت.مراافريده اندبه اين راه.هرچندهنوزتيزي اتفاقاتش زخمي ام ميكندامازخم هايم نمك هم بپاشندعادت كرده اند.پاييز.فصل عاشقي.يك روزبه تفاوت فصل هاميخنديدم تاكه عاشق شدم پاييززيباترين فصل است چون زيباترين داشته ام رابه من داده.
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
ميداني بدترين حس دنياچيست شكست عشقي؟نه تاوان؟نه ورشكستگي؟نه يتيمي؟نه تنهايي؟نه بدترين دردزماني ست كه تودردهايي داري كه هيچوقت كسي نفهميدوهرگزانچه ب توگذشته راكسي درك نكندوتودفن شوي باتمام دردهايت .باخودت ببري شان تادنيايي كه دران هم بدهكاري خداياتوتنهاكسي هسي كه ميتواني ديده باشي وتوانسي سكوت كني لعنت ب قلمت مهربان
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
دلم برايت تنگ ميشود سوين!ميداني چرا!چون زماني بوده كه دنياي شادي براي خودت ساحته بودي ميگفتي ميشنيدي ميخنديدي دوستي داشتي خوش بودي سوين بودن اون روزهاروداشتن بدجور تلخ شده انقدركه بارهاميميرم وزنده ميشوم باورم نشده ديگرتوان ساختن دنيايي رانداري كه بخندي بشنوي بگويي دلت خوش باشد.دلم برايت تنگ شده سوين
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
اينجاگذرگاه هيچ غريبه اي نيست همه اونايي ك سري ميزدم رفتن وموندن دونه درشت هاي رفاقت.رفاقت هايي كه خيلي باارزش هستند سلام داداش عباس والهه جان وهررفيق ديگري.كه هنوزيادش نرفته وبلاگ خودشو. خوبيد؟ عزادارياتون قبول باشه براي مرده هاطلب بخشش نكنيداونهاازمابه خدانزديكترند براي زنده هادعاكنيد براي كسايي كه هرروزبارهاميميرند براي روح زنده هاهم طلب ارامش كنيد براي اونهايي كه ن اين دنياونه اون دنياارامش توسرنوشتشون نبود دعاكنيد دعاكنيدبراي تمام زنده دفن شده ها.
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
تولدت مبارك برات بهترين ارزوهارودارم اميدوارم ارامش داشته باشي اميدوارم شباسروقت خوابت ببره اميدوارم كسيوداشته باشي كه حرفاتوبه گوش دل بشنوه اميدوارم لحظه هات هات بوي خوش خوشبختي بده اميدوارم هيچوقت نااميدنشي اميدوارم عمرطولاني داشته باشي ونهايت اين راه ازراهي كه اومدي دلگيرنباشي اميدوارم كسيوجانزاري اميدوارم ديگه هيچوقت صداي گريه ت نياد هيچوقت ناراحتيتونبينم .اميدوارم توهمه چيزايي ك من نداشتموبه دست بياري
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
زمان مدرسه يه رفيق داشتم كه واقعادخترخوبي بودميگفت هميشه يه جاتودلت براخودت نگه دار.حرفاي درستي ميكفت ميگفت هيچوقت همه چيتوواسه كسي نزارمثلاخانوادت ممكنه يهوازدستشون بدي ونتوني زندگي كني مثلاهمكارت مهمونت همسايت چون يروزممكنه بگه ميخواستي نكني .ومثالاي مشابه. يه جاتوزندگي براخودتون گذاشتين؟!بنظرتون اونايي ك خودشونويادشون رفته توزندگي وفقط غصشوميخورن چيكاركنن. اگه هنوزهمه چيتوپاي كسي نزاشتي خيلي مراقب باش
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
ازمن چه انتظاري ست چه شعري هست كه بتوانم بسرايم ودران غم واندوه نباشدايادكلمه اي هست كه بخوانم وبغضم نگيردويااهنگي كه خاطرات مرده أم رازنده نكند سازي هست كه بسازماهم بزند؟!باوراينكه دهه دوم زندگي ام.بگذريم باورش سخت است امسال برخلاف سالهاي قبل كسي يادش بودومن كنارشان شمع روشني داشتم ارزوكردم درسي سالگي ام حالم اين نباشد
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن
سلام سوين ازحالت نميپرسم چون ازت خبردارم ازتونميپرسم ديگه.خيلي وقته ازت نميپرسم اومدم يجايي يه نوشته ازخودت داشته باشي براي يك نفركه شايدهيچوقت نخونه براي خودت كه شايديه روزاين ته مونده هارم فراموش كني وبپرسي من كي ميخواستم بشم يامن چ مسيري داشتم سوين يروزي فكرميكردي ازتومحكم تر نيست يروزبه معلم جغرافي قول دادي كاري كني زله روبشه زودترفهميدوجون ادمارونجات بدي براش ماه هاوشب هانقشه كشيدي يروزقلبت تندميزدبراي حس خوب.يروزازدست پختت كيف ميكردي يروزازنقش هايي ك ازخاك وگل درست ميكردي خوشحال بودي يروزتمام دنيات داشتن روزاي بي دغدغه بود يروزدفترچه اي ازپدرت داشتي كه توش برات ارزوي خوشبختي وموفقيت توتحصيل كرده بود يروزيه چيزايي رودوست داشتي يروزسوينودوس داشتي يروزميگفتي من مادرخوبي ميشم يروز.ميخواستي اگه دخترداشتي درداي سوينونكشه . امروزسوين هيچكدوم اونارونداره وفردا. دلم دروغ چراعين سگ پشيمونم كه چراكارايي ك ميخواستم رونكردم چرافكرهمه روكردم جزخودم امروزدستاي من ميلرزه بِه خاطر به خاطرچي؟چي ارزششوداشت؟ارزوهات مردكه بقيه ناراحت نشن چراقانونووقتي زيرپات گذاشتي كه ديربود وامروزتمام حسرت وافسوسي ميدوني حقداري انقدتنهاباشي تلخي مث چاي تلخ .تلخي سوين يادم تورافراموش.
ســـــــــ ــــــ ـــــــــویــــــــــ ــــــ ــــــن

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

آخرین جستجو ها

طرح غنی سازی اوقات فراغت کانونهای مساجد ❤"تولد الهه بانو"❤ لوله پلیکا Michelle سعید ناودون سیمرغ از میان آتش متولد میشود مباحث فرهنگی و بینافرهنگی آزفا قلقلی